محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
144
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
آخرين سلطان اين خاندان سلطان عبد الحق در سال 823 ه / 1415 به جاى پدرش ابو سعيد المرينى نشست . در عصر او در اطراف مملكت پريشانيهايى رخ نمود . وزيرش يحيى بن يحيى الوطاسى زمام امور دولت را به دست گرفته بود . بنى وطاس به بطنى از بطون بنى مرين انتساب داشتند و از رقباى آنان در ملك و رياست به شمار مىآمدند . چون خودكامگى از حد گذرانيدند ، سلطان عبد الحق به قلع و قمع ايشان پرداخت و چند تن از رؤسايشان از جمله وزير خود يحيى را به قتل آورد . جماعتى از ايشان به اطراف پراكنده شدند . عبد الحق زمام كارهاى دولت خود را به يهوديان سپرد . آنان نيز به تاختوتاز پرداختند . مردم بر سلطان خشمناك شدند و آتش شورش افروخته گرديد . عبد الحق در سال 869 ه / 1464 م معزول شد و به قتل رسيد و با مرگ او دولت بنى مرين پس از دويست سال منقرض گرديد . بنى وطاس دشمنان قديم ايشان ميراث بر ايشان شدند . زعيم بنى وطاس محمد الشيخ توانست در سال 876 ه / 1471 م بر فاس مستولى گردد . « 37 » بدينگونه در مغرب دولت جديدى به وجود آمد ولى آنچنان نيرويى نداشت كه بتواند از دريا بگذرد و به اندلس آيد و در امر جهاد شركت جويد . بدينسان امت اندلسى احساس كرد كه در برابر چنان دشمنى تنها مانده است . دولت غرناطه هم در پى آنهمه كشاكش ديگر ناتوان شده بود و راهى جز قبول همهء تحميلات پادشاه قشتاله را نداشت . مملكت غرناطه در اين موقعيت حساس خود گرفتار اضطرابات داخلى بود . و يكى از مهمترين آنها كشاكش ميان دربار و خاندانهاى نيرومند و مدعى بود ، چون بنى سراج و بنى اضحى و بنى الثغرى و غير ايشان . « 38 » از سوى ديگر نفوذ زنان در دولت افزون شده
--> ( 37 ) . السلاوى : الاستقصاء ج 2 / ص 148 و 150 ، 151 و 160 . ( 38 ) . در الاحاطه ، ابن الخطيب از خاندان بنى ضحى يا بنى اضحى ياد كرده است ولى از اصل و نسبت بنى الثغرى در روايات اسلامى سخن نرفته است . در روايات مسيحى از آنان به نام sirgeZ ياد شده . خاورشناس اسپانيايى گاينگوس مترجم نفح الطيب مىگويد زگرى تحريف شدهء ثغرى است زيرا اينان از آراگون يا ثغراعلى ( مملكت سرقسطه ) پس از سقوط ثغراعلى به دست مسيحيان به غرناطه مهاجرت كردهاند .